ابرها و ستاره ها   

  

   

  

   ابرها مجنون را تماشا مي كردند

   به دنبال ليلي بود

   منزل به منزل، خاك به خاك

   ابرها اما مي دانستند كه رسيدني در كار نيست

  

   ستاره ها محو ليلي بودند

   در پي مجنون بود

   بيابان به بيابان

   ستاره ها اما مي دانستند كه رسيدني در كار نيست

   پايان يكي، آغاز ديگري بود

   ليلي، ماه بود و

   مجنون، خورشيد

   ابرها و ستاره ها اما مي دانستند...

 

*