نسل مجنون

 

  

  

   يه بار مجنون بغض كرد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

   بغض مجنون تركيد

   اشك، روي گونه هاش جاري شد

   دامنش ازچكيدن اشك چشماش خيس شد

   دامنِ از اشك خيس مجنون، به زمين كشيد و خاكي شد

   خاكِ زمين، از اشك دامن مجنون، گِل شد

   خدا اون گِل رو برداشت و گذاشت قاطي گِل نسل مجنون

                                     به همين سادگي

 

/ 116 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

سلام بالاخره شکت برطرف شد.درضمن شما هم به حلقه معجونیان پیوستی

مريم بانو

متن خیلی خیلی موفقی بود؛ اميدوارم هميشه موفق باشی.

منير سادات ذوالفقاری

با سلام اميدوارم به ليلی مورد نظرتان به زودی برسيد و برای شما به خاطر سايت زيبايتان آرزوی موفقيت می کنم. به نظر من عکس نسل مجنون عکس زيبايی است به شرط آنکه يک انسانی را به حالت نيمه نشسته بگذاريد و اشک های مجنون هم به نمايش در آوريد.

محدثه

خيلی وقت بود نيومده بودم...چقدر ساده و فوق العاده..يه چيزی بگم؟ عجب هنريه خدايی اينکه تو همه ی شعر هاتون يه سير خاصی داره... دست مريزاد می رم بازم بخونمش. می دونين چيزی بر تر از يه شعرـ زيباست،بوی حقيقت ميده.

مهندس

نميشه حرف زد در موردش تميز مينويسی و قلم خوبی داری ولی من ميخوام مجنون باشم

هاله

خدا اون گِل رو برداشت و گذاشت قاطي گِل نسل مجنون به همين سادگي